خرید بک لینک
چقدر دلم واسه این مکان تنگ شده بود !

اومدم اینجارو چک کردم دیدم انگار زمان اینجا وایستاده ! زمان تو آخرین پست ِ حذف شده این وبلاگ وایستاده ! دیدم زمان تو منم ایستاده ، تو معز ِ من ، تو درون من ، تو زندگی من ... نمیشه که اینجوری ! میشه ؟! تار عنکبوتارو از گوشه کناراش بزنم کنار ِ یکم نازش کنم ، دل خودمم آروم میشه :)


برچسبها: شبدر

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 15:36

یک روزهایی بود قبلترها که میگفتیم و میخندیدیم و اینجا آدمهایی می آمدند و میرفتند و لبخند کشدار جا میگذاشتند و .... یک روزهایی را میگذرانیم که آدمها رفته اند و لبخند کشدار را برده اند ... میدانی مثل چه می ماند ؟! درست مثل لحظه های پایان عروسی یکی از نزدیکان که تو نمیخواهی این خوشی تمام شود یا درست مثل لحظه ای است گه در سینما پرده ها را پایین می اندازند و تو میمانی و گیجی و گنگی لحظه ها که مدام در کف سرت ، دُرست کف سرت ، میکوبند و دردی که پخش می شود و تو نمیدانی با کدام مسکن لعنت شده ای باید آن را بِکَنی ؟! نوری نمیبینم ، شوری نمیبینم ، چگونه میبینید ؟! اینکه همین الآن دلم میخواهد داد بزنم وبگویم که چقدر از تک تک آدمهای اطرافم متنفذم با اینکه میدانم این تنفر لحظه ای احمقانه و گذراست و همین من متنفر کمتر از یک ساعت دیگر قربان صدقه ی یک به یک میروم و میگویم که چقدر دلم برای فلانی تنگ است و اصلا همین دلتنگی است که به نفرت میکِشاند و من متنفرم از تک تک آدمها که رفته اند سراع زندگی شان و نمیبینندم و از این تنفر خودم متنفرم و از این بی حوصلگی هم متنفرم که نمیگذارد بروم بگویم هی ، ببین منو دلت برام تنگ نشده بود ؟! هی ، منو دوست داشتی اصلا ؟! از این بی حوصلگی متنفرم ، از این چیزها که مدام توی سرم است متنفرم از نبودن همه متنفرم و از متنفر بودنم غمگینم و از غمگین بودنم متنفرم و از نبودن دوست ه

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 15:36

نمیدانم حال خوب نصف شبی عم را مدیون امتحان ادبیات فردا صبح هستم یا تصمیمات همیگی عم یا چیز دیگر یا این آهنگ جذابی که گوش میدهم !نمیدانم !اگر دقت کرده باشید، قطعاً ،اگر دقت کرده باشید خواهید فهمید که من ازآن آدمهایی هستم که دلم میخواهد حداقل یک چیز ثابت داشته باشم یک سبک ثابت ، یک پلی لیست ثابت از آهنگ ها که فقط مال خودم باشد ، از برای ِ خود ِ خودم و راستش را بخواهید اجازه نمیدهم هر آهنگ ِ دَوَران یافته و جوییده نشده و بی مفهوم ُ بی حسی صرفاً بدلیل بیت و قِرش وارد پلی لیستم شود ! بشدت نسبت به آن حساسم ، خدا خود شاهد است ... راستش را بخواهید از گوش دادن به آهنگهایی که همه ی تینیجرهای کوچکتر ازم گوش میدادند شرمم میشد ، اما اینبار به طور اتفاقی یك آهنگ مرا شرمگین نکرد ، یك آهنگ که همه گوش میدهند و من بشدت به آن علاقمند شده ام و الآن به شدت نگران شده ام که نکند سلیقه جمعی دارد به سمت سلیقه ی من میل می یابد؟ یا من سلیقه ام به سمت سلیقه جمعی تمایل پیدا کرده؟ یا شاید من فقط دارم بیش از حد عکس العمل نشان میدهم :) Not tryna be indie , not tryna be cool, just tryna be in this , tell me are you too? برچسبها: ارزش خواندن ندارد

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 15:36

گاهی وقتا دلم میخواد یه دوست ِ کُرد زبان داشته باشم که وقتی مثل الآن ترسیدمو یخ کردم فقط بگه آرام گیانکم، آرام .

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 15:36

ils ne me voient pas ,ils ne me coaissent pas,Je ne sais plus qui est moi,où suis-je?
suis-je mort,je suis perdu...
ma chérie,pourquoi nous n'avons pas encore rencontré?
 

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 15:36

صفحه بندی